انتشارات جنات فکه

کتاب عاشقانه های جنگ داستان‌های عاشقانه از زبان همسران رزمندگان اثر زهره علی عسگری انتشارات جنات فکه

جهت خرید از دیجیکالا کلیک کنید
(1)
مشخصات فنی کتاب عاشقانه های جنگ داستان‌های عاشقانه از زبان همسران رزمندگان اثر زهره علی عسگری انتشارات جنات فکه
زهره علی‌عسگری
انتشارات جنات فکه
۹۷۸-۶۰۰-۶۶۰۳-۱۷-۹
داستان‌های عاشقانه از زبان همسران رزمندگان
زندگی‌نامه و بیوگرافی (آثار کلی)
پالتویی
شومیز
تحریر
افست
بزرگسال
192
140 گرم
برشی از متن کتاب: دوستان مصطفی دور تختش جمع شده بودند و می‌گفتند و می‌خندیدند. خودش هم مثل این که خیلی خوشحال بود؛ اصلاً انگار نه انگار که پای چپش از زانو قطع شده! من هم یک گوشه اتاق بیمارستان، چادرم را کیپ گرفته بودم و وایستاده بودم. همان‌موقع یکی از دوستانش گفت: - مصطفی! خرجت کم شد. حالا با رضا یه جفت کفش بخرین، راستش رو تو وردار، چپش رو رضا! خود آقا رضا هم بود، چون همه برگشتند طرفش و نگاهی به پای راستش کردند که از بالای ران قطع شده بود و زدند زیر خنده. یکی دیگر گفت: - مصطفی حواست هست؟... چلاق شدی‌ها! دیگه جبهه، بی جبهه. مصطفی رفت تو شکمش که: - بیخود کردی!... چلاق شدم که شدم. منم مثه رضا. خلاصه آن‌قدر گفتند و خندیدند که حوصله‌ام سر رفت. خودم را یواشکی از اتاق کشیدم بیرون و رفتم تو حیاط بیمارستان تا نفسی تازه کنم. فردای آن روز، مصطفی را از بیمارستان مرخص کردند. تنها بودم. وقتی با ویلچر می‌خواستم از دو تا پله جلوی راهرو ببرمش پایین نتوانستم. چادرم را گرفته بودم به دندان و بقیه‌اش را جمع کرده بودم زیر بغلم ولی هرچه می‌کردم ویلچر تکان نمی‌خورد. یک‌دفعه دو تا جوان از راه رسیدند و سر ویلچر را گرفتند. مصطفی گفت: - دستتون درد نکنه برادرها. به زحمت افتادین. بعد هم که از پله‌ها آمدند پایین، با روی خوش خندید که: - چلاق شدن همین مکافات‌ها رو هم داره دیگه!
برو بالا