پخش دنیای هنر

آلبوم موسیقی منشور اثر کاوه یغمایی

Manshour by Kaveh Yaghmaei Music Album جهت خرید از دیجیکالا کلیک کنید
(37)
مشخصات فنی آلبوم موسیقی منشور اثر کاوه یغمایی
کاوه یغمایی
Audio Disc
1
شیشه
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
۹۵-۹۲۷۵
منشور
کاوه یغمایی
روزبه بمانی
تماشای تو خوش ترین حادثس تماشای هر روز تو کارمه واسه من یه منشور داره جهان که کلش فقط دوست دارمه توی خونمون میشه دنیارو دید زمانی که عکست روی دیوارمه یه بغضه عجیبی تو لبخندته که دنیا نمیفهمه اون از چیه تو این دوره ای که نفس می‌کشیم همه خنده‌های تو تاریخیه تو خوده قصه عاشق شدنی تو همه اسطوره‌های منی واسه من تو هر روزه غربت تو خوده وطنی واسه من جهان قده یه دهکدس که زیباترین اتفاقش تویی یه وقتایی حتی مثه خونمه که هر گوشه‌ی هر اتاقش تویی زمین وسعت یه کویره برام که تنها دره رو به باغش تویی یه بغضه عجیبی توو لبخندته که دنیا نمی‌فهمه اون از چیه تو این دوره‌ای که نفس می کشیم همه خنده‌های تو تاریخیه تو خوده حسه عاشق شدنی تو همه اسطوره‌های منی واسه من تو هر روزه غربت تو خوده وطنی تو رو لحظه لحظه سفر می‌کنم واسه با تو بودن زمانم کمه شمال و جنوبه جهانی هنوز واسه من که عکسای تو نقشمه
یادش بخیر
کاوه یغمایی
روزبه بمانی
با تو از اینجا رد شدم تو همین فصل لعنتی زیر همین بارون به تو اینجا گفتم دوست دارم یادش بخیر دوباره من دوباره هوای تو دوباره پاییزه خرابه حالم برای تو یادت بخیر یادت بخیر واسه من توی این هوا همه‌ی جاده خاطرس یادت بخیر دوباره احساسم مث همون روزاس پره تبم یادش بخیر دوباره من دوباره هوای تو دوباره پاییزه خرابه حالم برای تو یادت بخیر
خاطره بازی
میثم یوسفی
بگو این ترانه الان تو رو یاده کی میاره عصره بارونیه تهران تو رو یاده کی میاره بگو یاده کی میفتی وقتی زخماتو می‌بینی واسه تجدید یه لبخند روبه‌روی کی می‌شینی هر عطر لذت یه زخم کهنست واسه هر خاطره امضاست هر شعر خنده‌ای عمیق و سرخه مث تمدید یه رویاست هر حرف فرصتی دوباره واسه گفتن یه حس تازست هر پلک فصل عاشقونه‌ای از یه خیاله‌ی بی‌اجازست ساعتایی که کسی نیست وقتی که کلافه میشی وقتی با یه بغضه دلتنگ راهیه یه کافه میشی نوبته خاطره‌بازی بگو یاده چی میفتی وقتی رویاتو می‌سازی بگو یاده کی میفتی واسه گریه واسه خنده آخرین بهانه چی بود فصل زندگیت یا فصل عاشقانه ای بود توو کدوم کوچه‌ی بن بست خندهاتو جا گذاشتی پشت پلکات چرا خیسن اگه غصه‌ای نداشتی هر عطر لذت یه زخم کهنست واسه هر خاطره امضاست هر شعر خنده‌ای عمیق و سرخه مث تمدید یه رویاست هر حرف فرصتی دوباره واسه گفتن یه حس تازست هر پلک فصل عاشقونه‌ای از یه خیاله‌ی بی‌اجازست ساعتایی که کسی نیست وقتی که کلافه میشی وقتی با یه بغضه دلتنگ راهیه یه کافه میشی نوبته خاطره‌بازی بگو یاده چی میفتی گل یخ که گوش میدی بگو یاده کی میفتی
۴۸ ساعت
کاوه یغمایی
روزبه بمانی
چل‌وهشت ساعت بهم وقت داد مث کل این خونه تقسیم‌شم در باز کردم کیلید گذاشت در بست رفتم که تسلیم شم در بست چشم منو باز کرد دلم گیر بود و رها بود ازم نپرسید تو روز جدایی کیه؟ چون از روز اول جدا بود ازم چون از روز اول جدا بود ازم رفت تا این زندگی تعبیر جون کندن شه رفت تا فکرش عذابه هرشبه من شه رفت تا من دستامو رو بهش بالا بگیرم رفت تا من تا آغوش این تنهایی بمیرم فرصت کوتاهه درک این هجرت کندن از دنیا توو چهل‌و‌هشت ساعت جدایی اگه راه آخر نبود نمی‌ذاشتم انتخابش کنیم یه عمر زندگی رو نمی‌ساختم که حالا دور روزه خرابش کنیم شبیه یه بچه ازش خواستم یه فکری واسه غربت من کنه چهل‌وهشت ساعت ازم وقت خواست که تکلیف یک عمرو روشن کنه که تکلیف یک عمرو روشن کنه رفت تا این زندگی تعبیر جون کندن‌شه رفت تا فکرش عذابه هرشبه من شه رفت تا من دستامو رو بهش بالا بگیرم رفت تا من تا آغوش این تنهایی بمیرم فرصت کوتاهه درک این هجرت کندن از دنیا تو چهل‌و‌هشت ساعت
زخمی
کوروش یغمایی
روزبه‌ بمانی
زخمیه رگباره روح من، زندگی کردم کنارت قده یه تیر خوردن دلم من دارم از این زخم می‌میرم، حاضرم از هر دوتامون انتقامتو بگیرم تمومش کن یا تموم کن این جنونو یا تقاصتو ازم بگیر شکنجم نکن یا کنار من زندگی کن یا درون قلب من بمیر تمومش کن یا تموم کن این جنونو یا تقاصتو ازم بگیر شکنجم نکن یا کنار من زندگی کن یا درون قلب من بمیر
خصوصی
کاوه یغمایی
میثم یوسفی
یه عکسه دسته جمعی هست که لبخندهاش کش داره یه اندوه قدیمی هست که با بارون می‌باره یه کشتی توئه ساحل هست که ماهی‌ها رو بوسیده یه قایقرانه پیری هست که رو زخماش خوابیده به‌جز تو کی تواین شهره که دریا تو یه چشماشه که حتی ماهی و دریا می‌تونه عاشقش باشه به‌جز تو کی تو این شهره که با تقدیر جنگیده که خیلی وقته که هر شب با چشم باز خوابیده اینا تصویرایی از یه رویاییه خصوصی نیست یا نقش اولش یک زن تو یه فیلم روسی نیست اینا رو من خودم دیدم آره من بیست ساله پیش خودم دریا رو گم کردم تو عمق چشمای آبی به‌جز تو کی تو این شهره که دریا تویه چشماشه که حتی ماهی و دریا می‌تونه عاشقش باشه به‌جز تو کی تواین شهره که با تقدیر جنگیده که خیلی وقته که هر شب با چشم باز خوابیده اینا تصویرایی از یه رویاییه خصوصی نیست یا نقش اولش یک زن تو یه فیلم روسی نیست اینا رو من خودم دیدم آره من بیست ساله پیش خودم دریا رو گم کردم تو عمق چشمای آبی
شب سرد
کاوه یغمایی
نیلوفر فرزندشاد
شب سرده همه جا رو یخ پوشونده همه پرنده‌هارو باده سرد از اینجا رونده امشب تو کوچه جا پای آدما نیست توی این سکوت وحشت نفسی تو کوچه‌ها نیست ابرا سیاه و قرمز رو ستاره‌ها نشستن با کبودیه دلاشون روی نوز ماهو بستن اینجا چه تاریکه رفتن درده اونکه عاشقه برمی‌گرده سکوت شرح مرگه زندگی سخت و صد رنگه ریشه‌ها زیر زمینن لونه‌ها روی درختن جای پاها زیر برفه آدما تشنه‌ی حرفن من از اتاق تاریک‌رو به آسمون می‌شینم می‌دونم اگه بباره خورشید و فردا می‌بینم تا فردا چیزی نمونده سر نوشتمون همیشه بعد از فصل سرد ماه دوباره بهاره شکوفه می‌باره
کوچه
کاوه یغمایی
حسین غیاثی
یه کوچه عاشقه دیوونه‌های دوره‌گردش بود هزارتا جای پا روی تنه زخمی و سردش بود چشماش از گریه‌ها و خنده‌های عابرا پر یود دله غمگینش از نامردی‌های شهر دلخور بود همه دور و همه سرد و همه تسلیم و بی‌آزار نفس‌گیر شبه آه و شب بغض و شب رفتن دلیل حالشو باید بپرسه از کدوم شب گرد که بفهمه تو کدوم حادثه آرامش گم کرد خیال می‌کرد آهش رو دل برجا اثر داره می‌خواد بالا بره از تیره برقا ماهو برداره ولی افسوس نمی‌تونه پریشون حال و خسته یه کوچه که نمی‌دونسته تمام عمر بن‌بسته شناسنامش با رنگه آبیه روشن رو دیواره هنوزم از قرار آدما خیلی خوب خبر داره دلش می‌خواست تمام آدامای رفته برگردن نمی‌خواست اما حتی اسمشم مردم عوض کردن چشاش سرخ از بی‌خوابی از آواره بی‌تابی یه عکسه زخمیه رو دیوارش از یه پروانه‌ی دیبا هوای گم شدن تو شعله‌ی رگبار دلتنگی شوق مصون خندیدن با یه بازنده‌ی خوشحال خیال می‌کرد آهش رو دل برجا اثر داره می‌خواد بالا بره از تیره برقا ماهو برداره ولی افسوس نمی‌تونه پریشون حال و خسته یه کوچه که نمی‌دونسته تمام عمر بن‌بسته ستون پشت ستون سایه نشسته تو سکوت شهر توی قاب یه دریچه شکسته نور و می‌بینه ستاره تا ستاره شعله‌ی دنباله داره غم داره دنیاشو می‌سوزونه و میگن زندگی اینه تو این لحظه، تو این ساعت، تو این سردی، تو این وحشت تنه‌ی خاکیش گم کرده توی فصلای بی‌رنگی که پشت کوه خالی میشه با این مردم سنگی داره ابرا رو آتیش می‌زنه با آه دلتنگی خیال می‌کرد آهش رو دله برجا اثر داره می‌خواد بالا بره از تیر برقا ماهو برداره ولی افسوس نمی‌تونه پریشون حاله و خسته یه کوچه نمی‌دونسته تمام عمر بن بسته شب و رویای خوب رفتن و رسیدن و قرار شب و صدای ناقوسو دعوتٍ حسرت فرار شبای کوچه نفس بریده که زنجیره پاهاش شب و کوچه‌ای که چیزی ندیده چشاش جز دیوار
تردید
کاوه یغمایی
روزبه بمانی
از کدوم اتفاق ترسیدی از کدوم حادثه پشیمونی چی شده که به من نمی‌شه بگی چی شده که خودت نمی‌دونی به سکوتم مدام مشکوکی از سکوتت مدام داغونم تو چرا از نگام می‌ترسی من که چیزی ازت نمی‌دونم واسه هر اتفاق راهی هست اگه می‌دونی اشتباه کردی من هنوز کنارتم با عشق کمکت می‌کنم که برگردی اگه باید بری برو راحت اگ باید برم بگو میرم پره دلشوره‌ای حواست نیست چی شدی کی چشاتو ترسونده اگه از من دلت گرفته بگو اگه حس می‌کنی دلی مونده خودتو دور می‌کنی از من از منی که‌رو مرزه تردیدم داری به کی جواب پس میدی من که چیزی ازت نپرسیدم واسه هر اتفاق راهی هست اگه می‌دونی اشتباه کردی من هنوز کنارتم با عشق کمکت می‌کنم که برگردی اگه باید بری برو راحت اگه باید برم بگو میرم
- ناشر: شرکت پنج برگ هنر با همکاری پخش دنیای هنر و شرکت رویال هنر پارس
برو بالا