ایران گام

آلبوم موسیقی کجا به خنده می رسیم - مانی رهنما

آلبوم موسیقی کجا به خنده می رسیم - مانی رهنما جهت خرید از دیجیکالا کلیک کنید
(9)
مشخصات فنی آلبوم موسیقی کجا به خنده می رسیم - مانی رهنما
ترانه‌سرا: بابک صحرایی، یغما گلرویی، مریم اسدی، نادر بختیاری آهنگ‌ساز: مانی رهنما تنظیم‌کننده: آندره آرزومانیان، رضا تاجبخش
زنده یاد آندره آرزومانیان، رضا تاجبخش
ایران گام
Audio Disc
1389
1
شیشه
وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
6548
تحملم کن
مانی رهنما
بابک صحرایی
آندره آرزومانیان
7:11
تحملم کن اگه شکستم، اگه که خستم تحملم کن اگه به سوگ خودم نشستم برای گریه که فرصتی نیست بذار بمیرم بذار تقاص سقوط‌‌‌‌مو از خودم بگیرم اگه نگاهم ماته سرده اگه وجودم غرقه درده گناه من نیست، باور کن تو رو که دیدم دنیا لرزید تمام روحم از هم پاشید بیا شبامو پرپر کن برای امروز به فکر من باش که فردا دیره که بی‌تو شوق بارون و مهتاب، از خونه میره امیدم این بود که بی‌کسیم‌و ازم بگیری نمی‌دونستم تو هم به، غربت به شب اسیری
زندگی مسخره
مانی رهنما
نادر بختیاری
آندره آرزومانیان
7:23
من از این زندگی مسخره هیچی نمی‌خوام جز یه پیانو و یه حنجره هیچی نمی‌خوام هرچی خواستم نه به هر چی که نخواستم رسیدم حالا جز عمر گره تو گره هیچی نمی‌خوام هیچکی یادداشت‌امو هیچ وقت ننوشت و دیگه من از تو هم دفتر بی‌خاطره هیچی نمی‌خوام تا سر از خاطره‌ی دستای رنگی درآرم جز قلم وقتی پر از جوهره هیچی نمی‌خوام نبین از عشقای تو بچگی هیچی نمی‌گم جز تو و بادکنک و سرسره هیچی نمی‌خوام تیکه چوبی باشه اسب کودکی‌های منه باد اگه می‌وزه جز فرفره هیچی نمی‌خوام من از این زندگی مسخره هیچی نمی‌خوام جز یه پیانو و یه حنجره هیچی نمی‌خوام وقتی از بی‌تپشی دنیا عقیمه واسه من غیر عشق، این تپش باکره هیچی نمی‌خوام بی چشای تو به جز آینه و چشمای خودم که تو بارون جدایی، تره هیچی نمی‌خوام توی شعر اون که با من زندگی کرده دلمه جز جوون موندن این شاعره هیچی نمی‌خوام هی می‌پرسن چی می‌خوای اون که می‌خوام نیست اما باز انگاری گوش خلایق کَره هیچی نمی‌خوام بس که مُردم رو صلیب ستم بی‌خبرا غیرعیسایی از این ناصره هیچی نمی‌خوام
کجا به خنده میرسیم
بابک صحرایی
رضا تاجبخش
6:13
به من بگو کجا به خنده می‌رسیم حالا که زندگی تکرار ماتمه همه هراس من از اینه که چرا هنوز توی نگات یه بغض مبهمه با تو دقیقه‌هام بی‌گریه می‌گذرن رو ظلمت و شبم پنجره‌ای بذار توی کدوم غروب پناه من میشی وقتی که گم شدم تو دست انتظار به من بگو کجا به خنده می‌رسیم بگو کجا به خنده می‌رسیم دستات تجسم عشق و نوازشه که تو نهایت آرامش منی از سقف سرد شب روشنی می‌چکه نگاهم که می‌کنی، لبخند که می‌زنی به من بگو کجا به خنده می‌رسیم بگو کجا به خنده می‌رسیم احساس داشتنت شیرینه و غریب پیش تو حتی از ابرا سبک‌ترم اون لحظه که نگات خیره است به آسمون می‌تونم از خودم از گریه بگذرم
یه پیانو یه گل سرخ
مانی رهنما
بابک صحرایی
آندره آرزومانیان
5:49
یه پیانو، یه گل سرخ، یه چراغ نیمه روشن یه شب ستاره سوز و آخرین ترانه من غم جمعه‌های سرد و یاد تلخ حرفای تو زخم انگشتای خسته‌ام رو تن سرد پیانو توی بن بست ترانه، دیگه خاتونی ندارم تا دوباره یه ملودی رو گریه‌هاش بذارم دیگه فرصتی نمونده واسه نت کردن فریاد نای گریه کردنم نیست واسه تو که رفتی بر باد روی صندلی چوبی، اینجا پشت این پیانو می‌خونم که خوندنی نیست، غم تلخ حرفای تو کوچ مهتاب و هنوزم، ندیدی با چشمای خیس نگو از ترانه بازی، هر غمی که خوندنی نیست یه پیانو، یه گل سرخ، یه چراغ نیمه روشن یه شب ترانه‌سوز و نت به نت شکستن من یاد گریه من و تو تو شبای بی‌گناهی واسه اون ستاره‌هایی که می‌مردن اشتباهی توی بن بست ترانه دیگه خاتونی ندارم تا دوباره یه ملودی روی گریه‌هاش بذارم دیگه فرصتی نمونده واسه نت کردن فریاد نای گریه کردنم نیست واسه تو که رفتی برباد
یاد تو
مانی رهنما
بابک صحرایی
آندره آرزومانیان
5:22
از من و تو روی ساحل، تنها یک رد پا مونده رفتی اما رنگ چشمات، تو نگاه دریا مونده از من و تو توی جنگل، بین شاه بلوطای پیر هنوزم عکس دو تا قلب، رو تن درختا مونده از تو تنها یادی مونده، پشت این پنجره سرد یاد اون چشمای نازت، که من و دیوونه می‌کرد یاد اون ساعت سنگین، لحظه وداع آخر که بهت با گریه گفتم، یه روزی دوباره برگرد شب ویرونی آینه، شب سوختن ستاره شبی که با خنده گفتی، دیگه فایده‌ای نداره حالا من موندم و یاد عشقی که شکست و فرسود یاد عاشقی که یک روز تکیه‌گاه بغض من بود هنوزم وقتی غروبا، دریا رنگ غم می‌گیره وقتی تو دست صخره، موجی آهسته می‌میره من به یاد تو می‌افتم، نازنین رفته از دست ولی افسوس دیگه انگار، واسه گریه خیلی دیره
خودمو گم کردم
مانی رهنما
بابک صحرایی
آندره آرزومانیان
6:23
خودمو گم کردم و اون من دیروزو این که توی اینست خود منم یا تو خودمو گم کردم کجا نمی‌دونم خسته شدم از این روح پریشونم اسیر دنیایی تاریک و بی‌نورم به هر طرف میرم باز از خودم دورم دنبال دستای پاک تو می‌گردم کجا برم وقتی خودمو گم کردم ندایی تو قلبم از عاشقی میگه کسی رو غیر از تو نمی‌شناسم دیگه نگو دیگه وقتی برای موندن نیست کسی به غیر از تو تو دنیای من نیست فقط نگاهم کن برای یک لحظه عشقم به تو دیگه حقیقتی محضه من کی نگاهت رو از خاطرم بردم من که بدون تو هر ثانیه مردم
آیینه وار
مانی رهنما
مریم اسدی
آندره آرزومانیان
6:42
باید دیوونگی‌هام و ببخشی نگاه سرد چشمامو ببخشی میدونم گاهی حرفام خیلی تلخه بگو می‌تونی حرفامو ببخشی باید گاهی تو چشمام خیره‌شی تا ببینی تا چه حد غمگین و خستم نمی‌دونم دخیل دل‌خوشیم و به چشمای کدوم آیینه بستم یه دنیا خاطره تو کوله بارم من و از زندگی مایوس کرده شبای بی‌چراغ زندگیم و پر از تنهایی و کابوس کرده تو می‌تونی کنار بمونی تو می‌تونی منو از نو بسازی تو می‌تونی منو آشتی بدی با شبای روشن ستاره بازی تو نور روشن شبای بعدی همون روزایی که آیینه وارن همون روزای خوشرنگ دل‌انگیز که تو آغوش‌شون پروانه دارن تو می‌تونی با یک لبخند شیرین بدی‌های منو آسون ببخشی می‌تونی به کویر خشک قلبم تو به آهستگی بارون ببخشی باید دیوونگی‌هامو ببخشی نگاه سرد چشمامو ببخشی می‌دونم گاهی حرفام خیلی تلخه بگو می‌تونی حرفامو ببخشی
وداع
مانی رهنما
یغما گلرویی
آندره آرزومانیان
5:39
وداع آخرم با تو، وداعم با نفس‌هامه ببین نزدیکه ویرون شم، رفیقم قلب تنهامه یه دریا تو چشام دارم، شبم سرریز باررونه بدون تو کسی جز من کنار من نمی‌مونه نه همراهی که راهی‌شه، نه دستی که پناهی‌شه نه فانوسی که پایان هراس کوره راهی‌شه چشام خیسن خداحافظ، عزیز من خداحافظ دلم خونه خداحافظ، پشیمونه خداحافظ تمومه عمر آوازم، دیگه خاموشه خاموشم نمیری هرگز از یادم، من از یادت فراموشم شروع رفتنت بی‌من، شروع شعر اندوهه بدون بعد از تو یاد تو، برام سنگین‌تر از کوهه غزل سردرگمه بی‌تو، ترانه بوی غم داره دیگه دستای لرزونم، تب دستاتو کم داره چشام خیسن خداحافظ، عزیز من خداحافظ دلم خونه خداحافظ، پشیمونه خداحافظ
برو بالا